|
نوشته های پیراشکی و پیراشکی خور من ( پیراشکی خور) و عسلم ( پیراشکی) اینجا حرفامون را می نویسیم
|
تفلد ... تفلد ... تفلد وبلاگمون مبارک تفلد ... تفلد ... تفلد وبلاگمون مبارک تفلد ... تفلد ... تفلد وبلاگمون مبارک تفلد ... تفلد ... تفلد وبلاگمون مبارک تفلد ... تفلد ... تفلد وبلاگمون مبارک تفلد ... تفلد ... تفلد وبلاگمون مبارک
و مثل برق و باد گذشت و وبلاگ پیراشکی و پیراشکی خور یکساله شد پس... تفلد ... تفلد ... تفلد وبلاگمون مبارک تفلد ... تفلد ... تفلد وبلاگمون مبارک تفلد ... تفلد ... تفلد وبلاگمون مبارک تفلد ... تفلد ... تفلد وبلاگمون مبارک تفلد ... تفلد ... تفلد وبلاگمون مبارک تفلد ... تفلد ... تفلد وبلاگمون مبارک اینم کیک جشن تولد وبلاگمون
[ یکشنبه 3 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 00:02 AM ] [ پیراشکی و پیراشکی خور ]
[ نظرات (5) ]
واقعا روزگار چقدر سخته دیروز با همخونه ایهام داشتم میرفتم دانشگاه خیلی شادوسرحال بودم.همینموقع بود که جلوی میوه فروشی یه پدری را دیدم که دست دختر کوچکش که 7 یا 8 سال بیشتر نداشت توی دستش بود.همون موقع دختر از باباش نمیدونم کدوم میوه رو خواست که پدرش در جوابش گفت الان گرونه باشه بعد که ارزونتر شد واست میخرم. اون لحظه خیلی ناراحت شدم دیگه حوصله ی دانشگاه رو نداشتم و برگشتم خونه. واقعا چقدر سخته که یک پدر در مقابل دخترش شرمنده بشه [ پنجشنبه 31 فروردین ماه سال 1391 ] [ 11:23 PM ] [ پیراشکی و پیراشکی خور ]
[ نظرات (1) ]
کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روزاتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد.کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد.برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد،کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بمیرد و زیاد زجر نکشد.مردم با سطل روی سر الاغ هر بار خاک می ریختند اما الاغ هر بار خاکهای روی بدنش را می تکاند وزیر پایش میریخت و وقتی خاک زیر پایش بالا می آمد سعی می کرد روی خاک ها بایستد. روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه چاه رسید و بیرون آمد. *نکته:* *مشکلات، مانند تلی از خاک بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم:
*اول: اینکه اجازه ندهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند. *دوم: اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود [ دوشنبه 7 فروردین ماه سال 1391 ] [ 6:26 PM ] [ پیراشکی و پیراشکی خور ]
[ نظرات (5) ]
سال نو را به همه دوستان گلم تبریک میگم به خودم و به پیراشکی جونم هم تبریک میگم انشالله که همه روز های سال آینده اسمارفی باشه....... ¸•´¯*•´¯`•.¸¸. *¯`•.¸ ღ ♥ ღ♥ ღ¸•´¯`•.¸¸. *`•.¸•´¯`•.¸¸.*`•.¸ دلــت شاد و لبــت خندان بماند ✿•.¸¸.✿ برایـــت عمــر جـــاویدان بماند خدا را میدهم سوگند برعشق ✿•.¸¸.✿ هـر آن خواهی بـرایت آن بماند به پایــت ثروتــــی افـزون بریزد ✿•.¸¸.✿ که چشم دشمنت حیران بماند تنت سالم سرایت سبـز باشد ✿•.¸¸.✿ بـرایـــت زنـدگــی آســان بماند تمام فصل ســـالت عید باشد ✿•.¸¸.✿ چراغ خانه ات تابــــ☼ـــان بماند ¸•´¯*•´¯`•.¸¸. *¯`•.¸ ღ ♥ ღ♥ ღ¸•´¯`•.¸¸. *`•.¸•´¯`•.¸¸.*`•.¸ [ شنبه 27 اسفند ماه سال 1390 ] [ 6:56 PM ] [ پیراشکی و پیراشکی خور ]
[ نظرات (3) ]
به او بگویید دوستش دارم به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من در آن غرق شده . به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر و ترانه برد ، و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد [ یکشنبه 7 اسفند ماه سال 1390 ] [ 00:25 AM ] [ پیراشکی و پیراشکی خور ]
[ نظرات (1) ]
|
|